ابرای سیاه
سلام ابرای سیاه
میشه یه کم بیاین پایین
میشه بگین شما چرا مثل من دلتون گرفته
میشه بگین چرا گریه کردین ؟
شما هم از عشقتون دورین؟
شما هم وقتی میرین خونتون
کسی منتظرتون نیست؟
از دریا که جدا شدین
نمیدونین چه جوری برگردین پیشش؟
بادا موافق نیستن ؟
از دنیا کنده شدین رفتین آسمون؟
توی این آسمون با اینهمه نور و رنگ و ابرای رنگارنگ
با شفق و فلق
با اینهمه پرنده عاشق
هیشکی نیست که اشکاتونو پاک کنه؟
یا قطره آبی که برقصه و بشه رنگین کمون؟
و شما از برق نگاهش رنگ سیاهتون بشه نقره ای و سفید
به من هم میگن که مثل شما بارم سنگینه
اینهمه اشک و آه
با حسرت سالها
خودش کم باری نیست رو شونه آدم
اینا آدمو پیر میکنه
دیگه اگه کسی هم ما رو همراهی کنه
قراره مثل یه ناظر
نم اشکی بریزه و برامون دعا کنه
همه فکر می کنن راه ما آخر نداره
میگن شما اگه رفتین دنبال فداکاری
خوب فدا شین
کسی برای شما فداکاری نمیکنه
ابرای سیاه
فکر کنم اگر فدا شیم تا آخر
اگه بباریم و سقوط کنیم
حد اقل شاید
جای ما رو آسمون آبی بگیره
شاید باید به خاک بیفتیم
تا به دریا برسیم