دکتر سن زیادی داشت ٫ همه چز تو مطبش کهنه و خاک گرفته بود از میز چوبی با لاک الکل براقش تا تلفن های روی میزش که آدمو به یاد زمان بچگی مینداخت ٫ عینکش رو گذاشته بود نوک دماغش و منو معاینه کرد . قبلا به من گفته بود پس از خوردن ۱۲۰ تا از این قرص ها درمان میشی الان ۱۲۰ تا قرص خورده بودم ولی برای اینکه خیالم راحت بشه باز پرسیدم آقای دکتر چند تا قرص باید بخورم تا دوره درمان تکمیل بشه گفت ۱۸۰ تا !!! تازه قبلا ما ۳۶۰ تا قرص میدادیم حالا با این روش جدید طول دوره را افزایش دادیم ولی تعداد قرص رو کم کردیم . از همه جالبت تر از اینجا به بعد بود ٫٫٫ شروع کرد به درد دل که این شرکت های دارویی به ما داروی مجانی نمیدن تا ما روی داوطلبین آزمایش کنیم و راه های بهتری برای درمان پیدا کنیم چون کسی که داوطلب میشه حاضر نیست پول دارو هم بده ٫ 

این موضوع یکی از اساس عقب ماندگی ما مردمه ٫ همه منتظریم یکی دیگه  کاری بکنه تا ما به وظیفه خودمون عمل کنیم و معمولا چون هیچکس در این کشور درست به وظیفش عمل نمیکنه پس همه کارها قفل شده و یک کار که باید یک روزه تموم بشه ماه ها طول میکشه .

فکر نکنم هزینه این آزمایش و قیمت داروها بیش از دو روز درآمد این استاد باشه با این حال ایشان منتظر شرکت داروییه که داروی رایگان بهش بده. حرکت های ما شده مثل مسابقه دو امدادی تا نفر قبلی نیاد از جامون تکون نمیخوریم . نفرهای قبلی هم اینقدر مانع و مشکل سر راهشونه که معلوم نیست کی میرسن ٫ یک سوم سال هم که تعطیله خوب پس آقایون و خانوما هیچ انتظاری برای تغییر و تحول نداشته باشید. همین است که هست و همین خواهد بود٫ مگر اینکه بیاید ……. شاید!!!!