تاکسی
یه تاکسی بلاخره ایستاد ٫ یه پراید نو ولی حسابی کثیف ٫ نشستم عقب ٫ یه مرد جوون هم عقب نشسته بود با یه کیف قهوه ای تو بغلش ٫یکی جلو بود اولین چهار راه پیاده شد ٫ دو تا زن ایستاده بودند راننده گفت میشه شما بشینین جلو این دو تا خانوم عقب سوار بشن گفتم البته رفتم نشستم جلو ٫ یکی از خانوما عقب سوار شد دومی گفت من عصا دارم فقط می تونم جلو سوار شم ٫راننده گفت من روم نمیشه به این آقا بگم باز بره عقب گفتم چه حرفیه اخوی ما یه پا فردین هستیم پیاده شدم برم عقب بشینم خانومه که عقب نشسته بود پیاده شد رفت فکر کنم به خودش گفت اگه الان با دو مرد عقب ماشین بشینه اسلام به خطر می افته . ماشین راه افتاد من از راننده پرسیدم چی شد خانومه رفت ما که مواظب اسلام بودیم راننده گفت ولشون کن بعضیا اینجورین ٫ ولی خانومی که جلو نشسته بود گفت شما خودتون رو نگاه نکنین بعضیا تو تاکسی کنار آدم میشینن اذیت می کنن و من از اونوقت دارم فکر می کنم این افراد روانی از کجا اومدن حاصل چه فرهنگی هستند٫ مال همین اسلامی که ما میترسیم به خطر بیفته هستن یا از جای دیگری اومدن؟ آقا من فکر می کنم اسلامی که در خطر باشه اسلام نیست . اسلامی که اینقدر ضعیف باشه از میون گفتمانش همین آدمهای روانی بیرون میان که از همه احکام اسلامی به آداب زناشویی و صیغه علاقه مندند!!!