سلام 

من دیوارم 

معمولا اندکی از قد شما بلند ترم 

کسی نباید ورای مرا ببیند

هر چه بلند تر باشم صاحبم آسوده تر است

افسوس ٫کسی نمی تواند مرا در آغوش بگیرد 

زیرا 

پهنای شانه های من 

به اندازه یک خانه و یا یک باغ است

کسی که به سوی من می آید 

در برابر من متوقف می شود

ولی همه می توانند از کنار من عبور کنند

گاهی برروی من خط می کشند 

نقاشی می کنند 

و یا نوشته ای می نویسند 

ولی من همچنان در سکوت 

بر روی همه آنها آغوش گشوده ام 

افسوس٫ کسی نمی تواند مرا در آغوش گیرد

گاهی گربه ای 

پرنده ای

را بر روی شانه های خود حس می کنم 

رهگذران زیادی از کنار من عبور کرده اند 

ولی بوده اند کسانی که به من تکیه داده اند

صبورتر از من نمی یابید 

سالهاست پا برجای ایستاده ام

هر چه به من بگویید من با سکوت پاسخ خواهم داد

شما در صحبت با من جز سخن خود چیزی نخواهید شنید

من دیوارم 

به روی همه آغوش گشوده ام 

افسوس ٫ کسی نمی تواند مرا در آغوش بگیرد

همه از کنار من می گذرند!!

التماس دعا - سید امید هاشمی