من آفتابی را دیدم که سایه سردی داشت

من سایه ای را دیدیم که با من نمی آمد

من نوری را دیدم که تاریک بود

من شبی را دیدم که در آسمانش آفتاب بود

دیشب آسمان شب من آفتابی بود نه مهتابی

تا صبح به دنبال طلوع آفتاب دیگری بودم

گویی تا او طلوع نکند نور هزار خورشید آسمان ابری دلم را روشن نمی کند

با طلوع او گیاهان پژمرده باغ زندگی جان می گیرند 

با طلوعش امید ها و آرزوها جان می گیرند

اگر آفتاب آسمان روزی خاموش شود

تو در دل من خاموش نخواهی شد

التماس دعا - سید امید هاشمی