باز هم از طاهره
خال به کنج لب یکی طره مشک فام دو
وای به حال مرغ دل دانه یکی و دام دو
محتسب است و شیخ و من صحبت عشق در میان
از چه کنم مجابشان پخته یکی و خام دو
از رخ و زلف ای صنم روز من است همچو شب
وای به روزگار من ٫ روز یکی و شام دو
ساقی ماهروی من از چه نشسته غافلی
باده بیار و می بده نقد یکی و وام دو
مست دو چشم دلربا همچو قرابه پر زمی
در کف ترک مست بین باده یکی و جام دو
کشته تیغ ابرویت گشته هزار همچو من
بسته چشم جادویت میم یکی و لام دو
وعده وصل می دهی لیک وفا نمی کنی
من به جهان ندیده ام مرد یکی و کام دو
گاه بخوان سگ درت ٫ گاه کمینه چاکرت
فرق نمی کند مرا بنده یکی و نام دو
التماس دعا - سید امید هاشمی
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 10:32 توسط امید هاشمی
|