خدایا روزها و شبهایم همه مال او شده 

یکدم از خیال من نمی رود

من احساس زیبای او را می بینم و احساسات خودم را در دست گرفتهام تا شاید او این پیشکش را از من بپذیرد!

من نمیفهم ارتباط ما درک است یا شک ولی میدانم که او میفهمد و مقاومت می کند

چاره ای ندارد 

او بی نهایت است ولی نهایت گذشته اش به اجتماعی گره خورده است که ما در آنیم 

اجتماعی کور و کر که عشق را گناه و خیانت را صواب می داند

هوس پسندیده و وفا ناپسند است!

من هر چه او را بخوانم خسته نمی شوم

من هر چه او را گوش دهم خسته نمی شوم

تکرار او تکرار من است 

کاش تکرار من هم تکرار او باشد

خدایا می خواهم چون او بی نهایت باشم!

التماس دعا - سید امید هاشمی