حسن گل نراقی
مرا ببوس
مرا ببوس
برای آخرین بار
تو را خدا نگهدار
که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
در میان طوفان هم پیمان با قایق رانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شب ها دارم با یارم پیمانها
که بر فروزم آنشها در کوهستانها
آه
شب سیاه
سفر کند
ز تیره راه گذر کند
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
مرا ببوس
مرا ببوس
برای آخرین بار
تو را خدا نگهدار
که می روم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
دختر زیبا
امشب بر تو میهانم
در پیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا
از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس
مرا ببوس
برای آخرین بار
تو را خدا نگهدار
که میروم به سوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 23:55 توسط امید هاشمی
|