عجب روزی بود

تنها ترین روز عمر من 

ولی  افسوس که امروز را هم 

به حساب عمر من نوشتند

کاش چنین روزهایی نبود

من تاب چنین روزهایی را ندارم 

روزهایی که چنین تنهایم 

کاش این روزها وجود نداشت

آنقدر تنها بودم 

که همیشه آن را به خاطر خواهم داشت

هرگز برای امروز دلم تنگ نمی شود

اما تو

به یاد داشته باش

روزی که بخواهی بروی 

من هم با تو خواهم آمد

اگر تو بمیری 

من هم با تو خواهم مرد

دستان تو را خواهم گرفت 

و با تو خواهم آمد 

به هرجا که بروی 

حتی آن دنیا

به همین سادگی

عجب روز سختی بود 

ولی من زنده ماندم

چون یاد تو یک لحظه از یادم بیرون نرفت

التماس دعا - سید امید هاشمی