محرم
فردا محرمی دیگر است!
نه از شبهای قدر درکی داشتم و نه از فطر نه روز عرفه به شناختی رسیدم , و نه غدیر خم درکی از ولایت میسر گردید
حال در آستانه محرم , نگران روزهای آتی هستم.
هر روز که از خواب بیدار می شوم حال کسی را دارم که باید از یک در از بی نهایت دری که در جلوی او باز است وارد شود وآن روز را طی کند.
روز ظرف مسافتی است , برای هر کس متفاوت , برای هر روز متفاوت
پایان روز از راهی رفته ای که شاید تا آخر عمر هرگز تکرار نشود, خوب یا بد به حسابمان نوشته شده
یا به جای اول رسیده ایم و یا درجا زده ایم و یا اینکه به عقب رفته ایم, شاید هم گامی به جلو , شاید هم به مقصد رسیدیم
خدایا ای کاش در این ایام آنان که به نظر خاک را کیمیا می کنند, گوشه چشمی هم به ما کنند
کاش در همین محرم به مقصد برسیم و چراغ دلمان به نور حسین روشن شود
خون خدا در رگهای ما هم جاری شود
حسین ای خون خدا , امسال مرا با خود تا عاشورایت همراه کن , به من نشان بده آنچه ندیده ام
در خواب یا بیداری فقط به تو می اندیشم به راه تو , به نقش تو و به هدف تو
عاشق خدا , ملتمس نور تو در این دنیا هستم زیرا در آخرت پاکان به گنهکاران خواهند گفت می بایست نور را از دنیا با خود می آوردید.
خدایا , این محرم به حرمت هفتا د و دو تن عاشقانت , گناهان ما را ببخش
چونان که دوباره متولد شده ایم
التماس دعا - سید امید هاشمی