چراغ قرمز
وقتی داخل یک خودرو به چراغ قرمز نزدیک می شوی ماشین های کناری را می بینی که راننده ها با گردن های کشیده و دهانی باز و زبانی که به دندان گرفته اند سعی می کنند تا حتی اگر یک سانتی متر هم فاصله با ماشین جلویی ، جدول و یا چهار راه را کم کنند ، البته مالیده شدن آینه ها به یکدیگر و نگاه چپ چپ سایرین هم آنچنان تاثیری ندارد مهم این است که آدم زرنگی باشی و دست و فرمانت را به رخ بقیه بکشی ، مثل اینکه اگر یک ثانیه جلو بیافتی تمام کاینات به افتخارات هورا می کشند. همین آدمها اگر بیست متر بعد از چهار راه یکی از رفقا را ببینند ساعت ها دوبله کنار خیابان می ایستند و حرفهای صد من یک غاز می زنند ، انگار نه انگار این همان آدمی هست که چند لحظه پیش برای ثانیه ای و متری پیش افتادن چانه می زد. الان که توی این هوای گرم که معمولاً پنجره ماشین ها پایین است ، حد اقل آنهایی که کولر ندارند و یا دارند و به خاطر بی بنزینی آن را روشن نمی کنند ، ماشین ها اینقدر به هم نزدیک می شوند که مکالمات داخل خودروها را هم می شود شنید. بعضی هم که انگار در یک جزیره دور افتاده هستند چنان صدای پخش خود را بلند نموده اند که وقتی به کنارت می رسند موهایت تکان می خورد. یکی با همسرش دعوا دارد و یکی با تلفن همراه با آن طرف خط گلاویز است. این چراغ قرمز ها هم شده جریان یک اجتماع که پشت یک خط به صف کشیده شده اند، می توان از آنها برای کل جامعه نمونه برداری کرد ، مثل اینکه در جای جای رود سد کوچکی ببندند تا آب جاری را نمونه برداری و ازمایش کنند. من که پس از چند بار توجه و دقت فقط افسوس خوردم. کاش حالمان بهتر شود.
التماس دعا - سید امید هاشمی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 20:4 توسط امید هاشمی
|