کوهستان پارک
زمان : آخر خرداد
مکان : کوهستان پارک مشهد
از تاکسی که پیاده شدیم ، زمینهای اطراف خیس بود ، تمیز نبود ولی به نظر آبی که نمیدانم از کجا و برای چه در آنجا پاشیده شده بود، کیوسک کهنه رنگ و رو رفته ای با نهایت بی نظمی در آنجا وجود داشت که بلیط ورودیه را می فروخت . درب ورود پر بود از بلیط هایی که پاره شده و به زمین ریخته بود. وارد شدیم ، مخروبه ای بود با دستگاه ها و وسایل مستهلک و بسیار قدیمی ، من به عنوان بازدید کننده واقعاً نگران افرادی بودم که از آن استفاده می کردند. واقعاً چه کسی امنیت جان این افراد که همه جوان و کم سن و سال هستند را تضمین می کند. کیوسک های فروش اغذیه که هیچکدام تمیز و بهداشتی به نظر نمی رسید، مسیر، شیب و اسفالت ناهمواری داشت. می خواستم بدانم افرادی که در اینجا کار می کنند ، کجا زندگی می کنند و بعد از ترک اینجا به کجا می روند. گروه های جمعی دانش آموزان هم از شهرهای دیگر آمده بودند که ترسشان از معلمین همراهشان کاملاً مشهود بود، هیچ چیز زیبایی ندیدم به جز عده ای زنان ترکمن که لباس های محلی خاصی داشتند که برایم جالب بود. مدتها بود افراد با لباسهای محلی به این شکل را در شهر ندیده بودم ، گویی به مجلس عروسی آمده بودند ، پر از رنگ بود و سلیقه . بیرون که آمدیم فقط خسته بودم و گوشهایم از صدای جیغ و داد پر شده بود. توی راه باز هم به این فکر بودم که چرا همه، کودکان و نوجوانان را از یاد برده اند و کاری برایشان نمی کنند. این فضا می توانست بسیار آراسته و زیبا باشد ولی همه چیز داشت جز آراستگی و زیبایی.
التماس دعا - سید امید هاشمی